چندتا جای پا هنوز مونده بود. سره شو برگردونده بود عقب .یه کوچولو نگاه انداحته بود .چندتا جاپا بودن. باید تشخیص می داد کدومش برای آنه . یکیش گلی بود.ازجای گل و شل رد شده بود. یه سریها گرد سفیدی داشتن بعضیهاشون شنی بودن ولی آن که گل شده بود سخت مونده بود . بعضیها هم آمده بودن رو جاپاهای قبلی پا گذاشته بودن یه ردی رو برف مونده بود . میومدن و روی جاپای فبلی راه می رفتن، نمی تونست تشخیص بده چند نفر رد شدن .بعضی، رو جاپاهایی که داری پا می زارن . یه جور اولش قلقلکه ولی بعدش باید ته کفش و بر گردونی نگاه کنی تا بعدن یادت بیاد . کفش بعضیها هم که انقدر تمیز و واکس زدست که هیچی ازش نمی مونه . باید دنبال ردش بگردی . جاپاها یا خودشون از بین میرن یا هر از گاهی باید سرت و برگردونی ...

<< Home