Sunday, July 11, 2004

بعضی حرفها چرا ندارند بعضی کارها همینطور. بعضی اتفاقات. بعضی چراها جواب هم ندارند مثل بقیه کارها. جای خالیه ماه یه موقعهائی تو دل آدم چرا نداره . مثل خیره شدن به آب.
چند شب پیش جای خالیش و چندتا کردم گذاشتمش تو صندوقچه قدیمی. تصمیم گرفتم جای خالیه دلتنگی و با یه قلم سفید نقش ماه و بکشم.نمی دونم رو آب وای میسه یا نه برای همین می خوام زمینش و محکم کنم . تا رنگش نره. زود هم کثیف نشه جنسش یه جوری باشه که نتونم تاش کنم بزارمش یه گوشه. هر وقت چشمم بهش میفته فکرکنم جاش پر شده با یه شوقی برم سمتش. می دونم وقتش می رسه . وقتش که بشه رنگش جون می گیره، پر میشه
امشب دلتنگیه آن تا کردنه اذیتم کرد .فقط همین. .
آن تنگ ماهی که عید خریده بودم برای خودم و خودمون. مونده بود تو صندوقچه ، آخه فکر می کردم وقتش نیست .ولی امشب جاش و دادم به قسمت شده دلتنگیم . آوردمش بیرون، باید هر روز آبش عوض کنم..
گاهی می رسم به 100