با اينکه دل خوشی ازش نداشتم ولی وقتی حرف می زد و به نوعی داشت دردودل می کرد دلم براش سوخت يه جور حس همدردی بود. حسی که خودم چند وقتی بود درگير کرده بود و بايد تصميم می گرفتم همون روز به بهار می گغتم وقتی تصميم به کاری می گيری مرحله به مرحله اجراش می کنی تا اول فکرش مياد بعد چند مرحله ترديد بعد تصميم نهائی و در آخر آن جرئت انجامش و جرئت گفتن نه يا بلی است.چند روزی بود که می خواستم برم بهش بگم ديگه نمی خوام بيام سره کار. و تصميمم هم خيلی جدی بود چون می خواستم تمام وقتم برای خودم باشه. نمیدونستم چند ساله ديگه چه اتفاقی ميافته و آيا من می تونم همينطور ادامه بدم . معتقد بودم هر کاری برای زمان خودشه. دلم می خواست الان در کنار خانوادم در کنار کسانی که دوستشون دارم باشم ساعتهائی که بايد متعلق به آنها به من به بودن با هم باشه وجود داشته باشه.حتی يک غذا خوردن ساده همراه پدرم همراه مادرم.يه روز وقتی از خواب بلند می شی با نون تازه و کنار سفره که دوتا بزرگتر داره و اينکه می دونی آنها هم نياز در کنار تو بدن را هيچ گاه به زبون نميارن. دلم نمی خواست وقتی نيستن روزی در گوشه ای فکر کنم که کاش بودن وقتی از خواب بلند ميشم فکر کنم توی آشپزخونه نشستن و صبحانه می خورن و با يه قاب خالی روبرو نشم. جالب بود مقدمه تمام اين حرفها خودش پيش کشيد. خسته بود مثل هميشه. مثل هميشه با تمام خستگی ولی پر جنب و جوشه و تو فکر می کنی تا کی و برای چی.
خستم. تمام هرچه که يک زندگی داره دارم ولی فرصت استفاده نيست تمام وقتم برای ديگران برای جلسات . وقتی به خونه می رسم فقط می خوابم آنهم معلوم نيست چه ساعتی. زندگيه کاخ نشينی .اطرافيان در آسايش کامل . ولی نه کلامی نه آرامشی. متهم به اينکه خود اين روش را انتخاب کردم و...
شايد اگه چند وقته قبل بود هيچ حرفی نمی زدم و فقط گوش می دادم و لی به راحتی پاسخ دادم يک تعغير يک تصميم. يک آرامش ،بايد .و پاسخی که گرفتم همين بود جرئت گفتن نه. من وقتم برای خودمه. جرئت تعغير. تصميم هميشه هست اما فاصله و زمان اجرا. زمان تعغير. نشانه ای زندگی لوکس و زيبا اما برای استفاده هيچ کدام وقتی نيست. .
هميشه به قوله روباه قصه شازده کوچولو يه جای لنگ می زنه وقتی شکارچی نيست مرغ هم نيست ولی وقتی مرغ وماکيان هست شکارچی هم هست و موجود دوپا هم هست.
داشتم فکر می کردم يه روزی تصوير ماه بود اما حياطی نبود که توش حوض داشته باشه و دو تا ماهی و من نگران از اينکه آن تصوير بايد جائی داشته باشه،
اما حالا شرايط هست ولی منهم و يک حوض بدون ماه

<< Home