ماهی و ماه

Saturday, February 07, 2004

یک مشت آب من که نتوستم فارسیش کنم چون از کدهای جاوا استفاده می کنه

posted by fereshte at 4:34 PM

<< Home

Previous Posts

  • وقتی حس می کنی مالکيت يه چيزی را داری وقتی حس می ...
  • آمدم بشينيم دو کلمه حرف مردونه با هم بزنيم .(شب ...
  • خيلی وقته می خوام بيام پِشت . نمی دونم چرا هر وقت ...
  • يک ليوان آب پرتقال بعد از گذشت اين همه وق...
  • چند وقت بود که کارتش دستم می رسيد .تقريبا ماهی يکب...
  • مناظره زال و سيمره و من ديدم ، زال چه زيبا ...
  • وسط اين همه كار . ساعت دو نصفه شب يه دفعه انقدر غر...
  • بعد از مدتها دوری ، انقدر دلتنگش شده بودم که الان ...
  • وقتي احساس تبعيد مي كني و شيىدا تنهايي , مي بيني ك...
  • مثل بچه آدم درست می نويسی يا از يه راه ديگه وارد ع...

Links


aftabgallery
vivapars
ayene
Naghmeh
shamlou
fale hafiz
weblage farsi
torontoreport
akhtarake B612 kojast
ep30lon
samad-behrangi
golshiri
forughfarrokhzad
sedaye forughfarrokhzad

Email

فرستادن نظرات

Powered by Blogger